1398/5/23


. ز صد رفیق یکی مهربان فتد، هُش دار که ترک صحبتِ یارانِ مهربان نکنی بود رفیقِ کهن چون میِ کهن‌، زنهار که از رفیق و می تازه سرگران نکنی "دو دهه" سرد و گرم روزگار را چشیدیم و فراز و فرود دنیامان را گذراندیم؛ اما آنچه برایمان در شادمانه ها و اندوهناک این گذار بیست و اندی ساله ی عمر دائما استوار و یکسره پایدار و عمیقا صادق و قاطعانه یکرنگ ماند، کیمیای کمیاب #رفاقت بود... خیلیها هم شاید تنهایی را دوست تر داشته باشند؛ اما #تنهایی برای من فقط زمانی دوست داشتنیست که درباره اش با #دوست حرف میزنم! خلاصه اینکه دنیا همیشه نمی خندد اما #دوست_واقعی پنجره ی لبخند همیشگی دنیاست؛ همان که قرارش از اول چنین بوده: يا دست رفاقت نده و دست نگهدار يا تا ته خط حرمت اين دست، نگهدار همان که کنارت ایستاده برای "رفاقت"! و فقط #رفاقت... . #گیلان #دیورش #کلبه #غار #چشمه #جنگل #رود #ابراهیم_طاهرخانی_کدخدایی اشعار: #ملک‌الشعرای‌بهار #عليرضا_قنبري

1398/5/23

. ز صد رفیق یکی مهربان فتد، هُش دار که ترک صحبتِ یارانِ مهربان نکنی بود رفیقِ کهن چون میِ کهن‌، زنهار که از رفیق و می تازه سرگران نکنی "دو دهه" سرد و گرم روزگار را چشیدیم و فراز و فرود دنیامان را گذراندیم؛ اما آنچه برایمان در شادمانه ها و اندوهناک این گذار بیست و اندی ساله ی عمر دائما استوار و یکسره پایدار و عمیقا صادق و قاطعانه یکرنگ ماند، کیمیای کمیاب #رفاقت بود... خیلیها هم شاید تنهایی را دوست تر داشته باشند؛ اما #تنهایی برای من فقط زمانی دوست داشتنیست که درباره اش با #دوست حرف میزنم! خلاصه اینکه دنیا همیشه نمی خندد اما #دوست_واقعی پنجره ی لبخند همیشگی دنیاست؛ همان که قرارش از اول چنین بوده: يا دست رفاقت نده و دست نگهدار يا تا ته خط حرمت اين دست، نگهدار همان که کنارت ایستاده برای "رفاقت"! و فقط #رفاقت... . #گیلان #دیورش #کلبه #غار #چشمه #جنگل #رود #ابراهیم_طاهرخانی_کدخدایی اشعار: #ملک‌الشعرای‌بهار #عليرضا_قنبري

مشاهده

1398/6/10


. #هلدینگ، همان #خانواده است... گروهی از شرکتهای #تولیدی، #تجاری و یا #خدماتی، گاه حتی با ماموریتها و کارکردهایی مختلف که سیاست و مدیریت واحدی را تبعیت میکند؛ "هلدینگ همگامان توسعه سیستان و بلوچستان"، مجموعه ایست مشتمل بر ۱۲ شرکت وابسته، که امروز با تبدیل شدن به برند شکوفایی و #توسعه_گرایی و #کارآفرینی، مسیر اثربخشی حضورش در تاریخ #سیستان_و_بلوچستان پرظرفیتِ محروم مانده را طی میکند و به نقش آفرینی بیشتر و بیشتر در این جغرافیای استعداد می اندیشد... با این آرزو که هر سال کلنگی برای #احداث بکوبد و روبانی برای #افتتاح قیچی کند؛ #پلیمر_پاکت_پرند_زاهدان یکی از این روبانهای افتخار است که از دوسال پیش قریب دویست جوان توانمند را از میان حدود دوهزار جویای کار داوطلب، به عضویت خانواده ی همگامان توسعه ثبت کرد تا پیروزمندانه در شهریور ۱۳۹۸ جشنی برای مرور این همراهی موفق و بالنده، در زیباترین و مدرن ترین کارخانه پاکت سازی خاورمیانه برگزار کنیم... #توسعه "شعار" ما نیست، "سرشتِ ماست"! ۷ شهریور ۱۳۹۸ #ابراهیم_طاهرخانی_کدخدایی

1398/6/10

. #هلدینگ، همان #خانواده است... گروهی از شرکتهای #تولیدی، #تجاری و یا #خدماتی، گاه حتی با ماموریتها و کارکردهایی مختلف که سیاست و مدیریت واحدی را تبعیت میکند؛ "هلدینگ همگامان توسعه سیستان و بلوچستان"، مجموعه ایست مشتمل بر ۱۲ شرکت وابسته، که امروز با تبدیل شدن به برند شکوفایی و #توسعه_گرایی و #کارآفرینی، مسیر اثربخشی حضورش در تاریخ #سیستان_و_بلوچستان پرظرفیتِ محروم مانده را طی میکند و به نقش آفرینی بیشتر و بیشتر در این جغرافیای استعداد می اندیشد... با این آرزو که هر سال کلنگی برای #احداث بکوبد و روبانی برای #افتتاح قیچی کند؛ #پلیمر_پاکت_پرند_زاهدان یکی از این روبانهای افتخار است که از دوسال پیش قریب دویست جوان توانمند را از میان حدود دوهزار جویای کار داوطلب، به عضویت خانواده ی همگامان توسعه ثبت کرد تا پیروزمندانه در شهریور ۱۳۹۸ جشنی برای مرور این همراهی موفق و بالنده، در زیباترین و مدرن ترین کارخانه پاکت سازی خاورمیانه برگزار کنیم... #توسعه "شعار" ما نیست، "سرشتِ ماست"! ۷ شهریور ۱۳۹۸ #ابراهیم_طاهرخانی_کدخدایی

مشاهده

1398/6/10


. "تسریع و تسهیل در یاری‌رسانی به آسیب‌دیدگان از خشکسالی مناطق محروم جنوب شرق کشور" سیاست آغازین طرحی ملی و همگانی و داوطلبانه در سازمان #هلال_احمر کشور است بنام #نذر_آب که با گذشت دومین سال از این تجربه ی انسانی، #نذر_آب۲ فراگیرتر از رساندن آب شرب، خدمات معیشتی، حمایتی، آموزشی و فرهنگی و تامین و توزیع بسته های مایحتاج غذایی، پوشاک، لوازم بهداشتی، لوازم التحریر، کمکهای اولیه و خدمات متنوع پزشکی و پیراپزشکی و... را با همت معاونت داوطلبان هلال احمر و عزم و همراهی مردم ۱۹ استان کشور، برای ۱۹ منطقه کم برخوردار کشور در دستور کار داشت. در فضای رسانه نقدهایی خوانده بودم که برخورداری ناشی از این قطره، اثری بر تلخی تاریخی دریای محرومیت #سیستان_و_بلوچستان ندارد... اما وقتی مطلع شدم در نذر آب۲، مسئولیت شهرستان #هامون را #استان_قزوین عهده دار است، افتخار حضور در تیمورآباد هامون یافتم تا در کنار پزشکان و داوطلبان و مسئولین هلال احمر قزوین، شاهد تبادل مرام و معرفت و عاشقانه های متقابل استان زادبومم با سیستان و بلوچستانِ جانم باشم... اینجا نقطه ی تلاقی دیار #وجود و دیار #سجودم بود و آفریننده ی دنیای ماندگاری از #حال_خوب! استقبال مهربان سیستان از حضور مهرآور قزوین و نگاه آشنای مردم در هر دو سوی این فرصتِ دیدنیِ #انسانیت، آنقدر زیبا و پرانرژی و دوست داشتنی بود که حالا یقین دارم، بر خلاف نظر برخی رسانه ها، حتی اگر اساس این خدمات به کوچکیِ مرهمی باشد برای زخم عمیق محرومیت، "عاشقانه هایش" ماندگار است و تداعی "انسانیتش" ارزشمند برای تمرین و تبلیغ و توسعه... . #ابراهیم_طاهرخانی_کدخدایی

1398/6/10

. "تسریع و تسهیل در یاری‌رسانی به آسیب‌دیدگان از خشکسالی مناطق محروم جنوب شرق کشور" سیاست آغازین طرحی ملی و همگانی و داوطلبانه در سازمان #هلال_احمر کشور است بنام #نذر_آب که با گذشت دومین سال از این تجربه ی انسانی، #نذر_آب۲ فراگیرتر از رساندن آب شرب، خدمات معیشتی، حمایتی، آموزشی و فرهنگی و تامین و توزیع بسته های مایحتاج غذایی، پوشاک، لوازم بهداشتی، لوازم التحریر، کمکهای اولیه و خدمات متنوع پزشکی و پیراپزشکی و... را با همت معاونت داوطلبان هلال احمر و عزم و همراهی مردم ۱۹ استان کشور، برای ۱۹ منطقه کم برخوردار کشور در دستور کار داشت. در فضای رسانه نقدهایی خوانده بودم که برخورداری ناشی از این قطره، اثری بر تلخی تاریخی دریای محرومیت #سیستان_و_بلوچستان ندارد... اما وقتی مطلع شدم در نذر آب۲، مسئولیت شهرستان #هامون را #استان_قزوین عهده دار است، افتخار حضور در تیمورآباد هامون یافتم تا در کنار پزشکان و داوطلبان و مسئولین هلال احمر قزوین، شاهد تبادل مرام و معرفت و عاشقانه های متقابل استان زادبومم با سیستان و بلوچستانِ جانم باشم... اینجا نقطه ی تلاقی دیار #وجود و دیار #سجودم بود و آفریننده ی دنیای ماندگاری از #حال_خوب! استقبال مهربان سیستان از حضور مهرآور قزوین و نگاه آشنای مردم در هر دو سوی این فرصتِ دیدنیِ #انسانیت، آنقدر زیبا و پرانرژی و دوست داشتنی بود که حالا یقین دارم، بر خلاف نظر برخی رسانه ها، حتی اگر اساس این خدمات به کوچکیِ مرهمی باشد برای زخم عمیق محرومیت، "عاشقانه هایش" ماندگار است و تداعی "انسانیتش" ارزشمند برای تمرین و تبلیغ و توسعه... . #ابراهیم_طاهرخانی_کدخدایی

مشاهده

1398/2/27


. #آرزو چیه؟!!???? . . شما میدونید؟ حس میکنم خدا داره اون بالا سرتکون میده برای این همه انحراف و ناتوانی و ناسپاسی و بی عدالتی و ظلم و نزاع و دردِ عادی شده در جامعه ای که به اشرف مخلوقاتش سپرد... خدا داره میره! آرزو چی میتونه باشه به نظر شما؟

1398/2/27

. #آرزو چیه؟!!???? . . شما میدونید؟ حس میکنم خدا داره اون بالا سرتکون میده برای این همه انحراف و ناتوانی و ناسپاسی و بی عدالتی و ظلم و نزاع و دردِ عادی شده در جامعه ای که به اشرف مخلوقاتش سپرد... خدا داره میره! آرزو چی میتونه باشه به نظر شما؟

مشاهده

1398/3/6


. دنیای وجود ما، برای وسعت جهانِ وجود #دنیا نیست، #لحظه_است! به کوتاهیِ فرصت گرمابخشی و نورافشانی همین چوب کبریت... انگار خلاصه ی #زندگی همین شش ثانیه است؛ کاش بجای تقابل، برای دیگران #گرمابخش باشیم و بجای بخل، از #درخشش هم لذت ببریم؛ #فرصت_کوتاه_است و بقول سهراب: لحظه‌ها می‌گذرد آن‌چه بگذشت نمی‌آید باز قصه‌ای هست که دیگر نتواند شد آغاز... #ابراهیم_طاهرخانی_کدخدایی

1398/3/6

. دنیای وجود ما، برای وسعت جهانِ وجود #دنیا نیست، #لحظه_است! به کوتاهیِ فرصت گرمابخشی و نورافشانی همین چوب کبریت... انگار خلاصه ی #زندگی همین شش ثانیه است؛ کاش بجای تقابل، برای دیگران #گرمابخش باشیم و بجای بخل، از #درخشش هم لذت ببریم؛ #فرصت_کوتاه_است و بقول سهراب: لحظه‌ها می‌گذرد آن‌چه بگذشت نمی‌آید باز قصه‌ای هست که دیگر نتواند شد آغاز... #ابراهیم_طاهرخانی_کدخدایی

مشاهده

1398/3/31


. میگفت: وقتی که آدم راه نمیره، نمیدوه، زمین هم نمیخوره؛ و این"زمین نخوردن ها" محصول "سکونِ"، نه "مهارت"! وقتی که تصمیمی نمیگیره، کاری نمیکنه، اشتباه هم نمیکنه؛ و این "اشتباه نکردن ها" محصول "انفعالِ"، نه "انتخاب"! اینارو میگفت که همراهیم کرده باشه وقتی از مشکلات و سختیهای دنیا باهاش حرف میزدم... چون می دونست هیچوقت اهل غر زدن نبودم؛ انقدر به من و روحیاتم نزدیک بود که خوب میدونست برای من معنای زندگی، معنای بودن و شدن همیشه در رفتنها و تغییر کردنها و تغییر دادنها و آزمودن ها بوده، در "حرکت" گاهی در سنگلاخ مشکلات، گاه بر فرش قرمزی در آستانه ی مقصدها و موفقیتهایی که توقف گاهم نبود ؛ می دونست که از نظر من همیشه باید رفت، چون: #رفتن_رسیدن_است، روزی که کسوت #پرواز را آویختم تا از درهای دیگری در فضای یادگرفتنِ #اجتماع و #سیاست و #فرهنگ و #اقتصاد و #مدیریت وارد دنیاهای جدید قابل تجربه در دنیای کوتاهِ بودنم شوم، فکر میکردم دیگر برای تجربه ی آسمانی پرواز نه فرصتی دارم و نه نیت و برنامه ای... اما گاهی تقدیر، تدبیرهای دیگری دارد! روزی که استاندار دغدغه مند سیستان و بلوچستان به سبب ضرورت تغییر در سیاستگذاری و مدیریت #تفتان_ایر، مسئولیت مدیرعاملی را پیشنهاد داد، از آن جهت که مدیرعامل شرکت دیگری در حوزه صنعت هستم و قانون تجارت مانع از پذیرش همزمان این دو مسئولیت بود، ناگزیر نپذیرفتم؛ اما مسیولیت شرکت هواپیمایی عرصه ای بود که هم تجربه بنگاه داری و مدیریت سازمان اقتصادی نیاز داشت، هم آشنایی با طیاره و پرواز و پیچیدگیهای آسمان نوردی، سخت بود اما باید عاشقانه و وظیفه مندانه کنار سخت کوشی و دغدغه و اراده اش برای اصلاح می ماندم؛ و چیزی که آن روز، سخت فکرم را نه مشغول که متحیر خودش کرد، این بود که اینبار #آسمان با پای خودش سراغم آمده بود و باید این تقدیر را به فال نیک میگرفتم... بویژه از شنبه که عضویت و ریاست هیات مدیره تفتان ایر پیشنهاد شد و در مشورتهای اولم با همکاران دیروز و دوستان آسمان نوردم با خیل تماسها و پیامها و پشت گرمیها و اعلام همراهیهایی مواجه شدم که سرمایه ی بسیار بسیار بسیار بزرگی را به رخم کشید... به پشت سرم که نگاه میکنم چه روزهایی گذرانده ام و چه دوستانی یافته ام و چه تجربه های بزرگی برای تمام رفتن های امروز و فردایم اندوخته ام! و میدانم هنوز: هزار باده ی ناخورده در رگ تاک است... #ابراهیم_طاهرخانی_کدخدایی

1398/3/31

. میگفت: وقتی که آدم راه نمیره، نمیدوه، زمین هم نمیخوره؛ و این"زمین نخوردن ها" محصول "سکونِ"، نه "مهارت"! وقتی که تصمیمی نمیگیره، کاری نمیکنه، اشتباه هم نمیکنه؛ و این "اشتباه نکردن ها" محصول "انفعالِ"، نه "انتخاب"! اینارو میگفت که همراهیم کرده باشه وقتی از مشکلات و سختیهای دنیا باهاش حرف میزدم... چون می دونست هیچوقت اهل غر زدن نبودم؛ انقدر به من و روحیاتم نزدیک بود که خوب میدونست برای من معنای زندگی، معنای بودن و شدن همیشه در رفتنها و تغییر کردنها و تغییر دادنها و آزمودن ها بوده، در "حرکت" گاهی در سنگلاخ مشکلات، گاه بر فرش قرمزی در آستانه ی مقصدها و موفقیتهایی که توقف گاهم نبود ؛ می دونست که از نظر من همیشه باید رفت، چون: #رفتن_رسیدن_است، روزی که کسوت #پرواز را آویختم تا از درهای دیگری در فضای یادگرفتنِ #اجتماع و #سیاست و #فرهنگ و #اقتصاد و #مدیریت وارد دنیاهای جدید قابل تجربه در دنیای کوتاهِ بودنم شوم، فکر میکردم دیگر برای تجربه ی آسمانی پرواز نه فرصتی دارم و نه نیت و برنامه ای... اما گاهی تقدیر، تدبیرهای دیگری دارد! روزی که استاندار دغدغه مند سیستان و بلوچستان به سبب ضرورت تغییر در سیاستگذاری و مدیریت #تفتان_ایر، مسئولیت مدیرعاملی را پیشنهاد داد، از آن جهت که مدیرعامل شرکت دیگری در حوزه صنعت هستم و قانون تجارت مانع از پذیرش همزمان این دو مسئولیت بود، ناگزیر نپذیرفتم؛ اما مسیولیت شرکت هواپیمایی عرصه ای بود که هم تجربه بنگاه داری و مدیریت سازمان اقتصادی نیاز داشت، هم آشنایی با طیاره و پرواز و پیچیدگیهای آسمان نوردی، سخت بود اما باید عاشقانه و وظیفه مندانه کنار سخت کوشی و دغدغه و اراده اش برای اصلاح می ماندم؛ و چیزی که آن روز، سخت فکرم را نه مشغول که متحیر خودش کرد، این بود که اینبار #آسمان با پای خودش سراغم آمده بود و باید این تقدیر را به فال نیک میگرفتم... بویژه از شنبه که عضویت و ریاست هیات مدیره تفتان ایر پیشنهاد شد و در مشورتهای اولم با همکاران دیروز و دوستان آسمان نوردم با خیل تماسها و پیامها و پشت گرمیها و اعلام همراهیهایی مواجه شدم که سرمایه ی بسیار بسیار بسیار بزرگی را به رخم کشید... به پشت سرم که نگاه میکنم چه روزهایی گذرانده ام و چه دوستانی یافته ام و چه تجربه های بزرگی برای تمام رفتن های امروز و فردایم اندوخته ام! و میدانم هنوز: هزار باده ی ناخورده در رگ تاک است... #ابراهیم_طاهرخانی_کدخدایی

مشاهده

1398/1/9


. صبر کن و صبر تو جز به [توفیق] خدا نیست. #قران_کریم نحل/۱۲۷ دلم نمی آید پای صفای صادق مصاحبه ی این #مادر، نقد اجتماعی و مدح تاثیر #مطالبه_گری بنویسم، دلم نمی خواهد حتی کسی به او بگوید #گناه از تو نیست، خبط و خطا و خیانت #تخصص زدایی از مدیریتهاست! گرچه از سادگیش کلافه ام، اما صفایش نمی گذارد دلم را رضا کنم و زیرِ بغض او بنویسم حال و روز اکنونش تقاص چیست! درست در برهه ای که اربابان تا کمر در آب قدم میزنند و عکس و فیلم ثبت میکنند که بگویند ما بیگنایم، رعیت بجایشان استغفار میکند و میگوید ما #مقصریم! دیدید که... گفت: #پناه_بر_خدا، شاید تقاص گناهامه! گفتیم: ایشاله که درست میشه؛ و گفت و گفتیم؛ او با باور، ما برای باوراندن! چند بار این ثانیه ها را به تماشا نشستم، اصلا دلم به نوشتن نبود... آخر خانه اش را که آب برده، میترسم ایمانش را هم باد ببرد! بادِ غرورِ دانشِ کارآمد نشده ی ما آدم های مترقّی #عصر_جدید؛ آنوقت صبوریِ نا#امید برایش سخت میشود، زندگیِ #تدبیر ناپذیر سخت تر! . #ابراهیم_طاهرخانی_کدخدایی #سیل #گلستان #آق_قلا #گمیشان #لرستان

1398/1/9

. صبر کن و صبر تو جز به [توفیق] خدا نیست. #قران_کریم نحل/۱۲۷ دلم نمی آید پای صفای صادق مصاحبه ی این #مادر، نقد اجتماعی و مدح تاثیر #مطالبه_گری بنویسم، دلم نمی خواهد حتی کسی به او بگوید #گناه از تو نیست، خبط و خطا و خیانت #تخصص زدایی از مدیریتهاست! گرچه از سادگیش کلافه ام، اما صفایش نمی گذارد دلم را رضا کنم و زیرِ بغض او بنویسم حال و روز اکنونش تقاص چیست! درست در برهه ای که اربابان تا کمر در آب قدم میزنند و عکس و فیلم ثبت میکنند که بگویند ما بیگنایم، رعیت بجایشان استغفار میکند و میگوید ما #مقصریم! دیدید که... گفت: #پناه_بر_خدا، شاید تقاص گناهامه! گفتیم: ایشاله که درست میشه؛ و گفت و گفتیم؛ او با باور، ما برای باوراندن! چند بار این ثانیه ها را به تماشا نشستم، اصلا دلم به نوشتن نبود... آخر خانه اش را که آب برده، میترسم ایمانش را هم باد ببرد! بادِ غرورِ دانشِ کارآمد نشده ی ما آدم های مترقّی #عصر_جدید؛ آنوقت صبوریِ نا#امید برایش سخت میشود، زندگیِ #تدبیر ناپذیر سخت تر! . #ابراهیم_طاهرخانی_کدخدایی #سیل #گلستان #آق_قلا #گمیشان #لرستان

مشاهده

1398/1/24


. از همان سالها و با همین لحظه ها بود که برای ابد #پرواز را بخاطر سپردم؛ و هنوز... تماشای آسمان نوردی دوستانم، وصف العیشِ فرح بخشِ یادآوری چهارده سال عشق بازیم با #پرنده بودن است؛ و اینگونه، کماکان از تماشای آسمان لذت میبرم و از غوطه وری در فضای ماورای خاک، افلاکی میشوم، که زمین از آن بالا چقددددر کوچکتر از بهانه ای برای تنازعات و دویدنهایمان است... و در هر بهانه ی یادکرد شادمانیهای روزگاران پرواز، از اندوه مدام پروازهای تلخی که رنگ ابدیت گرفت هم باید نوشت... یاد و خاطره ی دوستان همرزمی که در تمام این سالهای رفته، از #آسمان برنگشتند گرامی باد: بامدادان که کبوترها بر لب پنجره باز، سحر غلغله می‌آغازند جان گل رنگ مرا بر سر دست بگیر به تماشاگه پرواز ببر آه بشتاب که هم پروازان نگران غمِ هم پروازند...(#ابتهاج) پ.ن۱: هرکولس (c130)، طیاره ای که سالها از کار و هنر و خوشحالی و شغل و زندگی برایم خاطره ساخت پ.ن۲: این نیز بگذرد #ابراهیم_طاهرخانی-کدخدایی

1398/1/24

. از همان سالها و با همین لحظه ها بود که برای ابد #پرواز را بخاطر سپردم؛ و هنوز... تماشای آسمان نوردی دوستانم، وصف العیشِ فرح بخشِ یادآوری چهارده سال عشق بازیم با #پرنده بودن است؛ و اینگونه، کماکان از تماشای آسمان لذت میبرم و از غوطه وری در فضای ماورای خاک، افلاکی میشوم، که زمین از آن بالا چقددددر کوچکتر از بهانه ای برای تنازعات و دویدنهایمان است... و در هر بهانه ی یادکرد شادمانیهای روزگاران پرواز، از اندوه مدام پروازهای تلخی که رنگ ابدیت گرفت هم باید نوشت... یاد و خاطره ی دوستان همرزمی که در تمام این سالهای رفته، از #آسمان برنگشتند گرامی باد: بامدادان که کبوترها بر لب پنجره باز، سحر غلغله می‌آغازند جان گل رنگ مرا بر سر دست بگیر به تماشاگه پرواز ببر آه بشتاب که هم پروازان نگران غمِ هم پروازند...(#ابتهاج) پ.ن۱: هرکولس (c130)، طیاره ای که سالها از کار و هنر و خوشحالی و شغل و زندگی برایم خاطره ساخت پ.ن۲: این نیز بگذرد #ابراهیم_طاهرخانی-کدخدایی

مشاهده

1397/12/25


. لطفا ورق بزنید... بخشهایی از برنامه صبحگاهی #یه_روز_تازه #شبکه_تهران???? #سیستان_و_بلوچستان #پارک_علم_و_فناوری #صندوق_نوآوری_و_شکوفایی #هلدینگ_همگامان_توسعه_سیستان_و_بلوچستان #سیمان_سیستان #ابراهیم_طاهرخانی_کدخدایی

1397/12/25

. لطفا ورق بزنید... بخشهایی از برنامه صبحگاهی #یه_روز_تازه #شبکه_تهران???? #سیستان_و_بلوچستان #پارک_علم_و_فناوری #صندوق_نوآوری_و_شکوفایی #هلدینگ_همگامان_توسعه_سیستان_و_بلوچستان #سیمان_سیستان #ابراهیم_طاهرخانی_کدخدایی

مشاهده