1398/10/4


. سلام "محمدرضا رحمانی" تاکستان زندگی نکرده بود، ولی در افسوس و اندوه امشب، اشتراک نگاه و عامل همدلی و همدردی و نگرانی اینه که یه ایرانی اصیل و یه انسان کاردرست و یه #خلبان باسواد و متعهد و حرفه ای دچار سانحه شد... اینو از این جهت نوشتم که امشب عزیزان همشهری تاکستانی تماس و پیام های زیادی داشتن برای اطلاع از دلیل سانحه و هویت خلبان؛ وقتی دل برای وطن بتپه مهم نیست تو سینه ی کی و با اهلیت و سابقه ی زندگی در کجاست، این اصالت "ایرانی" کافیه برای کمال بالندگی ما و تمام احترام ؛ محمدرضا ۶ سال ارشدتر از من بود و خونه ی پدریش "شهر ری" و از ستوان یکی میگ ۲۹ میپرید؛ این سالها که تو پایگاه تبریز بود روزگار اوج مهارت و استادی را در پرواز با این جنگنده ی روس سپری میکرد و بعنوان معلم خلبان و خلبان چک هواپیما ماموریتهای ویژه را عهده دار بود. اتفاقا پرواز تلخ امروز هم پرواز FCF (Functional Check Flight) بوده (پرواز چک هواپیما) و پروفایل Flight Control (سطوح فرامین هواپیما) را داشته چک میکرده که طبق اطلاع، ناتمام رها میکنه(احتمالا بدلیل وجود اشکال در کنترل هواپیما)؛ حدود ساعت ده و نیم هواپیما با محدوده کوه سبلان برخورد میکنه که فاصله ای در حدود پنجاه مایلی پایگاه داشت. هلیکوپتر نجات تا چند مایلی آخرین محل گزارش سانحه میره ولی بعلت نامساعد بودن شرایط جوی برمیگرده؛ تیم امداد و نجات هم از پای کوه شروع به صعود کردن که به شب خوردن... علیرغم اخبار منتشر شده هیچ اطلاع و نشانه ای از اجکت کسی ندیده! گرچه با وجود حدود دو متر برفی هم که در محدوده سانحه وجود داره حتی در صورت اجکت هم...???? معمولا و به تجربه، بعد از سوانح هوایی گمانه زنیهای متعدد موجب ایجاد شایعه های نامعقول هم میشه، فعلا اعلام نظر قطعی منطقی نیست؛ بچه های رسکیو قراره از ساعت ۵ صبح صعود را ادامه بدن تا محل سقوط... (هواپیمای میگ FDR داره و اطلاعات پرواز ضبط میشه در جعبه سیاه) برای بچه های پروازی جان بر کف نیروی هوایی ارتش دعا کنید. #ابراهیم_طاهرخانی_کدخدایی

1398/10/4

. سلام "محمدرضا رحمانی" تاکستان زندگی نکرده بود، ولی در افسوس و اندوه امشب، اشتراک نگاه و عامل همدلی و همدردی و نگرانی اینه که یه ایرانی اصیل و یه انسان کاردرست و یه #خلبان باسواد و متعهد و حرفه ای دچار سانحه شد... اینو از این جهت نوشتم که امشب عزیزان همشهری تاکستانی تماس و پیام های زیادی داشتن برای اطلاع از دلیل سانحه و هویت خلبان؛ وقتی دل برای وطن بتپه مهم نیست تو سینه ی کی و با اهلیت و سابقه ی زندگی در کجاست، این اصالت "ایرانی" کافیه برای کمال بالندگی ما و تمام احترام ؛ محمدرضا ۶ سال ارشدتر از من بود و خونه ی پدریش "شهر ری" و از ستوان یکی میگ ۲۹ میپرید؛ این سالها که تو پایگاه تبریز بود روزگار اوج مهارت و استادی را در پرواز با این جنگنده ی روس سپری میکرد و بعنوان معلم خلبان و خلبان چک هواپیما ماموریتهای ویژه را عهده دار بود. اتفاقا پرواز تلخ امروز هم پرواز FCF (Functional Check Flight) بوده (پرواز چک هواپیما) و پروفایل Flight Control (سطوح فرامین هواپیما) را داشته چک میکرده که طبق اطلاع، ناتمام رها میکنه(احتمالا بدلیل وجود اشکال در کنترل هواپیما)؛ حدود ساعت ده و نیم هواپیما با محدوده کوه سبلان برخورد میکنه که فاصله ای در حدود پنجاه مایلی پایگاه داشت. هلیکوپتر نجات تا چند مایلی آخرین محل گزارش سانحه میره ولی بعلت نامساعد بودن شرایط جوی برمیگرده؛ تیم امداد و نجات هم از پای کوه شروع به صعود کردن که به شب خوردن... علیرغم اخبار منتشر شده هیچ اطلاع و نشانه ای از اجکت کسی ندیده! گرچه با وجود حدود دو متر برفی هم که در محدوده سانحه وجود داره حتی در صورت اجکت هم...???? معمولا و به تجربه، بعد از سوانح هوایی گمانه زنیهای متعدد موجب ایجاد شایعه های نامعقول هم میشه، فعلا اعلام نظر قطعی منطقی نیست؛ بچه های رسکیو قراره از ساعت ۵ صبح صعود را ادامه بدن تا محل سقوط... (هواپیمای میگ FDR داره و اطلاعات پرواز ضبط میشه در جعبه سیاه) برای بچه های پروازی جان بر کف نیروی هوایی ارتش دعا کنید. #ابراهیم_طاهرخانی_کدخدایی

مشاهده

1398/10/6


. چهارده سال درس آموزی و پرواز در نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران علاوه بر تجربه ی ناب آسمان نوردی و پرواز، فرصت آشنایی با مشی انسانی و زندگی آسمانی شهیدان بزرگی بود که بویژه در سالهای خدمتم در دفتر مطالعات نظری و پژوهشهای راهبردی نهاجا به تکرار و استمرار، از آنها درس آموختم؛ اسوه هایی خودساخته همچون عباس بابایی، حسین لشکری، منصور ستاری، عباس دوران، حسین خلعتبری، غفور جدی اردبیلی و... حفظ آثار و ارزشهای دفاع مقدس و دفتر مطالعات فرصتی ایجاد میکرد برای برگزاری بزرگداشتها و بنای یادمانهای این بزرگ مردان تاریخ حماسه ی ایران و پیش از اجرای چنین برنامه ها و یادواره هایی توفیق ناگزیر داشتم که زندگی و مشی و مرام اینها را بدقت و صحت مطالعه و پژوهش کنم؛ بنای یادمان شهید سرلشکر خلبان حسین لشکری در تاکستان (به واسطه اینکه شهر زادبومم بود و نماینده اجرایی نیرو در پروژه بودم) و بزرگداشت شهید سرلشکر خلبان غفور جدی اردبیلی (به واسطه سرگذشت خاصی که برای تمنای جنگیدن در آن سالها داشت و آشنایی نزدیکی که با خانواده ی این شهید غیرتمند و شجاع ایجاد شد) مشخصا برای من تجربه های خاص تری را به همراه داشت... باید سبک زندگی تا مقصد شهادت اینها را بخوانیم؛ آنوقت دیروزِ "ایران" خون دل خورده و جانها و جوانهای خونِ غیرت داده اش را چنان متفاوت درک خواهیم کرد که جان بیدار و وجدان آگاهی، تاب سکوت و بیتفاوتی در قبال امروز و فردایش را نیاورد... ایران؛ پاینده مان و جاودان! پ.ن۱: مادر شهید غفور جدی اردبیلی که با خواهش و اصرار ما برای نخستین بار در مراسم رسمی یادبود فرزندش حاضر شده بود و صندلیش را بدلیل کهولت و کسالت سخت و با احترام کنار تریبون آوردند یارای صحبت نداشت و حضورش خلاصه شد به تماشای حرمت مردم و قطره هایی اشک و برای من افتخار بوسه ای که به نمایندگی از قدرشناسی ایران بر پر چادرش زدم؛ مادر، چند وقت بعد به فرزند شهیدش پیوست. پ.ن۲: دوست و استاد عزیزم که در تصویر اول با درجه سرهنگ دومی ایستاده، امیر سرتیپ قدیمی رئیس آن روزهای حفظ ارزشهای دفاع مقدس نیروی هوایی بود که در هفته ای که گذشت به شایستگی به درجه سرتیپی نائل آمد؛ تبریک صمیمانه و آرزوی دوام توفیق دارم. @ghadimijorshari #ابراهیم_طاهرخانی_کدخدایی

1398/10/6

. چهارده سال درس آموزی و پرواز در نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران علاوه بر تجربه ی ناب آسمان نوردی و پرواز، فرصت آشنایی با مشی انسانی و زندگی آسمانی شهیدان بزرگی بود که بویژه در سالهای خدمتم در دفتر مطالعات نظری و پژوهشهای راهبردی نهاجا به تکرار و استمرار، از آنها درس آموختم؛ اسوه هایی خودساخته همچون عباس بابایی، حسین لشکری، منصور ستاری، عباس دوران، حسین خلعتبری، غفور جدی اردبیلی و... حفظ آثار و ارزشهای دفاع مقدس و دفتر مطالعات فرصتی ایجاد میکرد برای برگزاری بزرگداشتها و بنای یادمانهای این بزرگ مردان تاریخ حماسه ی ایران و پیش از اجرای چنین برنامه ها و یادواره هایی توفیق ناگزیر داشتم که زندگی و مشی و مرام اینها را بدقت و صحت مطالعه و پژوهش کنم؛ بنای یادمان شهید سرلشکر خلبان حسین لشکری در تاکستان (به واسطه اینکه شهر زادبومم بود و نماینده اجرایی نیرو در پروژه بودم) و بزرگداشت شهید سرلشکر خلبان غفور جدی اردبیلی (به واسطه سرگذشت خاصی که برای تمنای جنگیدن در آن سالها داشت و آشنایی نزدیکی که با خانواده ی این شهید غیرتمند و شجاع ایجاد شد) مشخصا برای من تجربه های خاص تری را به همراه داشت... باید سبک زندگی تا مقصد شهادت اینها را بخوانیم؛ آنوقت دیروزِ "ایران" خون دل خورده و جانها و جوانهای خونِ غیرت داده اش را چنان متفاوت درک خواهیم کرد که جان بیدار و وجدان آگاهی، تاب سکوت و بیتفاوتی در قبال امروز و فردایش را نیاورد... ایران؛ پاینده مان و جاودان! پ.ن۱: مادر شهید غفور جدی اردبیلی که با خواهش و اصرار ما برای نخستین بار در مراسم رسمی یادبود فرزندش حاضر شده بود و صندلیش را بدلیل کهولت و کسالت سخت و با احترام کنار تریبون آوردند یارای صحبت نداشت و حضورش خلاصه شد به تماشای حرمت مردم و قطره هایی اشک و برای من افتخار بوسه ای که به نمایندگی از قدرشناسی ایران بر پر چادرش زدم؛ مادر، چند وقت بعد به فرزند شهیدش پیوست. پ.ن۲: دوست و استاد عزیزم که در تصویر اول با درجه سرهنگ دومی ایستاده، امیر سرتیپ قدیمی رئیس آن روزهای حفظ ارزشهای دفاع مقدس نیروی هوایی بود که در هفته ای که گذشت به شایستگی به درجه سرتیپی نائل آمد؛ تبریک صمیمانه و آرزوی دوام توفیق دارم. @ghadimijorshari #ابراهیم_طاهرخانی_کدخدایی

مشاهده

1398/6/19


. اینجا #یک_نفر_نخل ایستاده بود؛ تنومند، #ریشه_دار و مطمئن... آنقدر مصمّم، که بی هیچ منّت و اضطرابی به دانه ی گلها و درختانِ دیگر اجازه داده تا از وجودش جان بگیرند و با حضورش رشد کنند! مجال بالندگیِ دیگری شدن و تکیه بودن برای پیشرفت دیگران دقیقا "بزرگی" میخواهد و یقین و اصالت و #ریشه ... . #نخل #کاج #تکیه_گاه #اصالت #همراهی #حمایت #ابراهیم_طاهرخانی_کدخدایی

1398/6/19

. اینجا #یک_نفر_نخل ایستاده بود؛ تنومند، #ریشه_دار و مطمئن... آنقدر مصمّم، که بی هیچ منّت و اضطرابی به دانه ی گلها و درختانِ دیگر اجازه داده تا از وجودش جان بگیرند و با حضورش رشد کنند! مجال بالندگیِ دیگری شدن و تکیه بودن برای پیشرفت دیگران دقیقا "بزرگی" میخواهد و یقین و اصالت و #ریشه ... . #نخل #کاج #تکیه_گاه #اصالت #همراهی #حمایت #ابراهیم_طاهرخانی_کدخدایی

مشاهده

1398/6/22


دربیابان سینه ام کوهی ست که توراتیر می کشد هرشب رو به دریا نماز می خواند جانش از آسمان رسیده به لب شهرمن! شهرلیث صفاری! زخم هایت به قدمت انسان مردمان تو وارث دردند وارث دردهای بی درمان حافظ مرز وبومی اما حیف روزگارِ ندیدن و گیجی ست درتمام محاسبات اما سهم تو مرگ ، مرگ تدریجی ست کاش می مردم و نمی دیدیم رنج آوارگی و ویرانی ننگِ تن بر مهاجرت دادن حسرت و غربت و پریشانی تا گناه تو مرزبانی بود سهم تو زخم و تیغ و عیاری سهم اسفندیار رویین تن عیشِ پیوسته و تبهکاری شهر من زخم هات  سنگین است سر به زانوی خسته ام بسپار این نفسهای آخرینت را به لب داغ بسته ام بسپار ... بعد از این روضه ی تو خواهم خواند روضه ی پادشاه صفاری روضه ی دردهای ناگفته زخم های نهفته ی کاری دربیابان سینه ام کوهی ست که توراتیر می کشد هرشب رو به دریا نماز می خواند جانش از آسمان رسیده به لب ریزش کوه گرچه سنگین است غرّش کوه ، کوه خواهد ساخت درد از مردمان شهر من مردمی باشکوه خواهد ساخت

1398/6/22

دربیابان سینه ام کوهی ست که توراتیر می کشد هرشب رو به دریا نماز می خواند جانش از آسمان رسیده به لب شهرمن! شهرلیث صفاری! زخم هایت به قدمت انسان مردمان تو وارث دردند وارث دردهای بی درمان حافظ مرز وبومی اما حیف روزگارِ ندیدن و گیجی ست درتمام محاسبات اما سهم تو مرگ ، مرگ تدریجی ست کاش می مردم و نمی دیدیم رنج آوارگی و ویرانی ننگِ تن بر مهاجرت دادن حسرت و غربت و پریشانی تا گناه تو مرزبانی بود سهم تو زخم و تیغ و عیاری سهم اسفندیار رویین تن عیشِ پیوسته و تبهکاری شهر من زخم هات  سنگین است سر به زانوی خسته ام بسپار این نفسهای آخرینت را به لب داغ بسته ام بسپار ... بعد از این روضه ی تو خواهم خواند روضه ی پادشاه صفاری روضه ی دردهای ناگفته زخم های نهفته ی کاری دربیابان سینه ام کوهی ست که توراتیر می کشد هرشب رو به دریا نماز می خواند جانش از آسمان رسیده به لب ریزش کوه گرچه سنگین است غرّش کوه ، کوه خواهد ساخت درد از مردمان شهر من مردمی باشکوه خواهد ساخت

مشاهده

1398/7/1


در "بنیاد دانش" نهاد خیریه ای که توسط جمعی از نیکوکاران و اساتید دانشگاهی در زمینه حمایت و هدایت تحصیلی و توانمندسازی دانش آموزان بی بضاعت محروم از نعمت پدر اما با استعداد در سال ۱۳۹۳ به ثبت رسیده است، بر اساس برنامه استراتژی بناست تا سال ۱۴۰۴ تعداد ۱۰ هزار نفر دانش آموز در سطح کشور تحت پوشش قرار گیرد. آنچه که بنیاد را در این راه متمایز می سازد، نهادینه کردن نگاه تخصصی به مقوله حمایت از کودکان محروم با استعداد تحصیلی بالا است. نگاهی که می بایست مبری از هرگونه ترحم بوده و اعتماد به نفس و روحیه ی ارزشمند بودن را در دانش آموزان تحت پوشش خود تقویت کند. به همین جهت در اولین گام پس از گذراندن مراحل پذیرش، عنوان بورسیه را به دانش آموزان خود اعطا می کند تا در ابتدای راه حس مهم بودن را با ایشان همراه سازد. در هر کجای ایران زمین اگر همیاران خیّری همگام با این رسالت ارزشمند هستند، تجربه، دانش، امکانات و تخصص حرفه ای بنیاد با آغوش باز پذیرای مشارکت در این نیکوکاری ماندگار است. دستانتان را به گرمی و مهر میفشاریم... www.bonyaddanesh.org #بنیاد_دانش #محرومیت #تحصیل #استعداد #بورسیه_تحصیلی #فقر #یتیم #سیستان_و_بلوچستان #همگامان_توسعه_سیستان_و_بلوچستان #ابراهیم_طاهرخانی_کدخدایی

1398/7/1

در "بنیاد دانش" نهاد خیریه ای که توسط جمعی از نیکوکاران و اساتید دانشگاهی در زمینه حمایت و هدایت تحصیلی و توانمندسازی دانش آموزان بی بضاعت محروم از نعمت پدر اما با استعداد در سال ۱۳۹۳ به ثبت رسیده است، بر اساس برنامه استراتژی بناست تا سال ۱۴۰۴ تعداد ۱۰ هزار نفر دانش آموز در سطح کشور تحت پوشش قرار گیرد. آنچه که بنیاد را در این راه متمایز می سازد، نهادینه کردن نگاه تخصصی به مقوله حمایت از کودکان محروم با استعداد تحصیلی بالا است. نگاهی که می بایست مبری از هرگونه ترحم بوده و اعتماد به نفس و روحیه ی ارزشمند بودن را در دانش آموزان تحت پوشش خود تقویت کند. به همین جهت در اولین گام پس از گذراندن مراحل پذیرش، عنوان بورسیه را به دانش آموزان خود اعطا می کند تا در ابتدای راه حس مهم بودن را با ایشان همراه سازد. در هر کجای ایران زمین اگر همیاران خیّری همگام با این رسالت ارزشمند هستند، تجربه، دانش، امکانات و تخصص حرفه ای بنیاد با آغوش باز پذیرای مشارکت در این نیکوکاری ماندگار است. دستانتان را به گرمی و مهر میفشاریم... www.bonyaddanesh.org #بنیاد_دانش #محرومیت #تحصیل #استعداد #بورسیه_تحصیلی #فقر #یتیم #سیستان_و_بلوچستان #همگامان_توسعه_سیستان_و_بلوچستان #ابراهیم_طاهرخانی_کدخدایی

مشاهده

1398/7/5


. رفتند که بمانیم... هستیم و رفته اند! کجاییم و به چه کار؟! . #هفته_دفاع_مقدس #تجلیل_از_شهدا #بازمانده #ابراهیم_طاهرخانی_کدخدایی

1398/7/5

. رفتند که بمانیم... هستیم و رفته اند! کجاییم و به چه کار؟! . #هفته_دفاع_مقدس #تجلیل_از_شهدا #بازمانده #ابراهیم_طاهرخانی_کدخدایی

مشاهده

1398/4/13


. پس از همراهی در بازدید طرحهای توسعه ی جنوب #سیستان_و_بلوچستان، در نشست فعالان اقتصادی #چابهار با معاون #رئیس_جمهور آمار غم انگیز وجود تنها پانزده صنعت دارای #اشتغال بالای یکصد نفر را با بیش از صدهزار دانشجوی در حال تحصیل در این استان سراسر قابلیت مقایسه کردم که پس از مرور ظرفیتهای طبیعی، فرصتهای تجاری برآمده از هزار و چهارصد کیلومتر مرز آبی و خاکی و سرمایه های بومی خارج شده از استان بگویم: در سیستان و بلوچستان علاوه بر #نیروی_انسانی، #طبیعت و #پول هم گرفتار درد #بیکاری است... گفتم در منظر ذهن مردم ایران چهره ی استان مهربانی که هفت سال است در آن حضور مستقیم و مستمر دارم و در آنجا پتانسیلهایی برای شکوفایی دیده ام که در کمتر نقطه ای از کشور مشابه و مثال دارد، نباید #فقر و بی خانمانی و گرسنگی و مدارس کپری و ناامنی میشد؛ و اگر در سالهای گذشته ی پیش و پس از انقلاب به بهانه ی محرومیتِ زیرساختی، اتفاق بزرگی در توسعه سیستان و بلوچستان نیفتاده است حالا که چند سالیست عالیترین مقامات حاکمیتی و دولتی و لشکری و کشوری داعیه حمایت، تمرکزِ حضور و شعار و اراده ی توسعه ی مکران را دارند ظرفیتهای #بومی موجود نباید معطل بمانند تا شاید پس از ایجاد زیرساخت بتوانند شکوفا شوند. سیستان و بلوچستانیها خودشان میتوانند در توسعه زیرساخت ها هم ایفای نقش مستقیم و حتی مستقل داشته باشند اگر باور شوند و اگر ساختارهای پایتخت نشین مجال تولد و تبلور و رشد شرکتهای بومی را بدهند و به داشته های این منطقه غنی اعتماد کنند... #بندر، #فرودگاه، #راه_آهن، #ایرلاین، #حمل_و_نقل زمینی، #راه، #صنعت، #معدن، #آب، #گاز، #برق و... را به جرات با همین بضاعت دانش و توان و سرمایه ی سیستان و بلوچستانیهای پذیرای مشاوره و همراهی تجارب ملی و بین المللی میتوان ایجاد کرد و به شکوفایی رساند و درحد صادرات توسعه داد تا اشتغالزایی ها واقعی تر و پایدارتر باشد و سرمایه های استان به چرخه ی تولید برگردد و سودهای سرمایه گذاری و کار هم در خود استان بماند... حالا که همه ی ژنرالهای عرصه ی اقتصاد، از عالیترین مقام کشور تا روسای قوا و وزرا و وکلا و... فرمان تند توسعه میدهند ولی کماکان لشکر توسعه پایکشان و کند پیش میرود، شاید سرگروهبانها و نگهبانها فرمان ژنرالها را نمی خوانند و اجازه ی صف کشی و ورود و هجوم ساز و برگ توسعه را نمیدهند... حتما یک جای کار اشکال دارد! #ابراهیم_طاهرخانی_کدخدایی

1398/4/13

. پس از همراهی در بازدید طرحهای توسعه ی جنوب #سیستان_و_بلوچستان، در نشست فعالان اقتصادی #چابهار با معاون #رئیس_جمهور آمار غم انگیز وجود تنها پانزده صنعت دارای #اشتغال بالای یکصد نفر را با بیش از صدهزار دانشجوی در حال تحصیل در این استان سراسر قابلیت مقایسه کردم که پس از مرور ظرفیتهای طبیعی، فرصتهای تجاری برآمده از هزار و چهارصد کیلومتر مرز آبی و خاکی و سرمایه های بومی خارج شده از استان بگویم: در سیستان و بلوچستان علاوه بر #نیروی_انسانی، #طبیعت و #پول هم گرفتار درد #بیکاری است... گفتم در منظر ذهن مردم ایران چهره ی استان مهربانی که هفت سال است در آن حضور مستقیم و مستمر دارم و در آنجا پتانسیلهایی برای شکوفایی دیده ام که در کمتر نقطه ای از کشور مشابه و مثال دارد، نباید #فقر و بی خانمانی و گرسنگی و مدارس کپری و ناامنی میشد؛ و اگر در سالهای گذشته ی پیش و پس از انقلاب به بهانه ی محرومیتِ زیرساختی، اتفاق بزرگی در توسعه سیستان و بلوچستان نیفتاده است حالا که چند سالیست عالیترین مقامات حاکمیتی و دولتی و لشکری و کشوری داعیه حمایت، تمرکزِ حضور و شعار و اراده ی توسعه ی مکران را دارند ظرفیتهای #بومی موجود نباید معطل بمانند تا شاید پس از ایجاد زیرساخت بتوانند شکوفا شوند. سیستان و بلوچستانیها خودشان میتوانند در توسعه زیرساخت ها هم ایفای نقش مستقیم و حتی مستقل داشته باشند اگر باور شوند و اگر ساختارهای پایتخت نشین مجال تولد و تبلور و رشد شرکتهای بومی را بدهند و به داشته های این منطقه غنی اعتماد کنند... #بندر، #فرودگاه، #راه_آهن، #ایرلاین، #حمل_و_نقل زمینی، #راه، #صنعت، #معدن، #آب، #گاز، #برق و... را به جرات با همین بضاعت دانش و توان و سرمایه ی سیستان و بلوچستانیهای پذیرای مشاوره و همراهی تجارب ملی و بین المللی میتوان ایجاد کرد و به شکوفایی رساند و درحد صادرات توسعه داد تا اشتغالزایی ها واقعی تر و پایدارتر باشد و سرمایه های استان به چرخه ی تولید برگردد و سودهای سرمایه گذاری و کار هم در خود استان بماند... حالا که همه ی ژنرالهای عرصه ی اقتصاد، از عالیترین مقام کشور تا روسای قوا و وزرا و وکلا و... فرمان تند توسعه میدهند ولی کماکان لشکر توسعه پایکشان و کند پیش میرود، شاید سرگروهبانها و نگهبانها فرمان ژنرالها را نمی خوانند و اجازه ی صف کشی و ورود و هجوم ساز و برگ توسعه را نمیدهند... حتما یک جای کار اشکال دارد! #ابراهیم_طاهرخانی_کدخدایی

مشاهده

1398/4/14


. دنیایمان هر روز کوچک تر میشود... دیروز روزهایی از دنیا باقی مانده بود، امروز که حساب کردم از آنروزها یک روز کمتر باقی مانده تا #پایان! #دنیا_کوچک_شد، و خیلی های دیگری مثل من که فکر میکردند قرار است نقشی برای تکه ای از آن ایفا کنند هم، در همین منهای یکِ دیروز تا امروزِ دنیا وقتشان تمام شد... اما دنیا هرچه کوچکتر میشود بچه گانه تر و لجبازتر، بر بدیها و نامهربانیها و خودخواهیها و آلودگیش پافشاری میکند... #حکومتها برای سایه جنگشان بلندتر برنامه میریزند، #ملتها حلقه ی ناسیونالیسمشان را احمقانه تر میبندند، و #آدمها... همانهایی که قرار بود خلیفه ی خدا باشند، دیگر حیوانهای بی اختیار را هم برنمیتابند و نمی فهمند، چه به درک دیگر آدمها! انگار هرکس خدا را برای خودش نقاشی کرده و خرما میوه ی خودش است! فکر میکردم #دنیا برای دغدغه های در حسرت همراهی یک همدل، برای همه ی دوست داشتنها، برای من، برای تو، برای نوح که طولانی تر از همه ماند، برای نوزادی که همین الان در گوشه ای از دنیا چند ثانیه بعد از تولد رفت، برای مردی که همه نگرانیش قرصی نان برای سیر خوابیدن امشب بچه هایش است، برای جف بزوس که در همین ثانیه سه هزار و پنجاه و پنج دلار به ثروتش افزوده شد، برای کودکان بی دفاع جنگ زده جهان، برای ترامپ که ماشه ی بمب اتمش را در سخنرانی‌های صلح هم همراه میبرد، و حتی برای جانوری که امروز در زیستگاهش هدف گلوله ی تفریح عصر جمعه ی یکی از شریفترینهای مخلوقات شد؛ یک جهانِ واحد است... اما دنیا با این مسیر و آن رفتارش، ارزش #بزرگ_شدن را سرشار از #تردید کرده و خاطره های کوچک کودکی را پر از #حسرت... انگار فقط دَردها سزاوار بزرگتر شدنند و آدمها لیاقت بزرگی ندارند؛ و البته تغییر... همین دیشب بود که نیچه را نکوهش میکردم از اینکه گفته بود: "#امید، در حقیقت پلیدترینِ پلیدیهاست، زیرا به عذاب انسانها تداوم میبخشد" اما همین دنیای امیدوارِ امروز، از دیروز خودش هم حقیرتر و کوچک تر و تنگ تر شده... #ابراهیم_طاهرخانی_کدخدایی

1398/4/14

. دنیایمان هر روز کوچک تر میشود... دیروز روزهایی از دنیا باقی مانده بود، امروز که حساب کردم از آنروزها یک روز کمتر باقی مانده تا #پایان! #دنیا_کوچک_شد، و خیلی های دیگری مثل من که فکر میکردند قرار است نقشی برای تکه ای از آن ایفا کنند هم، در همین منهای یکِ دیروز تا امروزِ دنیا وقتشان تمام شد... اما دنیا هرچه کوچکتر میشود بچه گانه تر و لجبازتر، بر بدیها و نامهربانیها و خودخواهیها و آلودگیش پافشاری میکند... #حکومتها برای سایه جنگشان بلندتر برنامه میریزند، #ملتها حلقه ی ناسیونالیسمشان را احمقانه تر میبندند، و #آدمها... همانهایی که قرار بود خلیفه ی خدا باشند، دیگر حیوانهای بی اختیار را هم برنمیتابند و نمی فهمند، چه به درک دیگر آدمها! انگار هرکس خدا را برای خودش نقاشی کرده و خرما میوه ی خودش است! فکر میکردم #دنیا برای دغدغه های در حسرت همراهی یک همدل، برای همه ی دوست داشتنها، برای من، برای تو، برای نوح که طولانی تر از همه ماند، برای نوزادی که همین الان در گوشه ای از دنیا چند ثانیه بعد از تولد رفت، برای مردی که همه نگرانیش قرصی نان برای سیر خوابیدن امشب بچه هایش است، برای جف بزوس که در همین ثانیه سه هزار و پنجاه و پنج دلار به ثروتش افزوده شد، برای کودکان بی دفاع جنگ زده جهان، برای ترامپ که ماشه ی بمب اتمش را در سخنرانی‌های صلح هم همراه میبرد، و حتی برای جانوری که امروز در زیستگاهش هدف گلوله ی تفریح عصر جمعه ی یکی از شریفترینهای مخلوقات شد؛ یک جهانِ واحد است... اما دنیا با این مسیر و آن رفتارش، ارزش #بزرگ_شدن را سرشار از #تردید کرده و خاطره های کوچک کودکی را پر از #حسرت... انگار فقط دَردها سزاوار بزرگتر شدنند و آدمها لیاقت بزرگی ندارند؛ و البته تغییر... همین دیشب بود که نیچه را نکوهش میکردم از اینکه گفته بود: "#امید، در حقیقت پلیدترینِ پلیدیهاست، زیرا به عذاب انسانها تداوم میبخشد" اما همین دنیای امیدوارِ امروز، از دیروز خودش هم حقیرتر و کوچک تر و تنگ تر شده... #ابراهیم_طاهرخانی_کدخدایی

مشاهده

1398/4/24


. مجامع عمومی عادی سالیانه هلدینگ "همگامان توسعه سیستان و بلوچستان"، شرکت صنایع سیمان زابل و شرکت همگامان فولاد سیستان و بلوچستان سال مالی منتهی به ۲۹ اسفند ۹۷ با مرور موفقیتهای ملی کسب شده در سال مالی گذشته، تصویب ترازنامه و صورتهای سود و زیان، بودجه جاری، درصد سود تقسیمی و موافقت قاطع و همراه سهامداران در ۴۰۰۰ میلیارد ریال سرمایه گذاری در فاز دوم پروژه خط انتقال گاز زاهدان به زابل در قالب شرکت #همگامان_توسعه_انرژی_و_عمران . ۲۳ تیر ماه ۱۳۹۷ همزمان با تولد رهایِ جان❤...

1398/4/24

. مجامع عمومی عادی سالیانه هلدینگ "همگامان توسعه سیستان و بلوچستان"، شرکت صنایع سیمان زابل و شرکت همگامان فولاد سیستان و بلوچستان سال مالی منتهی به ۲۹ اسفند ۹۷ با مرور موفقیتهای ملی کسب شده در سال مالی گذشته، تصویب ترازنامه و صورتهای سود و زیان، بودجه جاری، درصد سود تقسیمی و موافقت قاطع و همراه سهامداران در ۴۰۰۰ میلیارد ریال سرمایه گذاری در فاز دوم پروژه خط انتقال گاز زاهدان به زابل در قالب شرکت #همگامان_توسعه_انرژی_و_عمران . ۲۳ تیر ماه ۱۳۹۷ همزمان با تولد رهایِ جان❤...

مشاهده