1398/10/14
. فقط یکبار حضوری دیده بودمش، همان یکبار هم هیچ چیزی به اندازه ی #آرامش برآمده از #یقینِ او توجهم را جلب نکرد؛ و چشمهایش... آنقدر مهربان بود و آشنا، که ناگاه به این فکر میکردی که در فصل جنگ داستان عوض میشود؛ وحشی ترین دشمن و مسلح ترین خصم، قالب تهی میکند از تیزی و اقتدار نگاهی که از چله ی همین چشمها رها میشود... #ایمان یعنی همین اطمینان و آرامش؛ و چنین بشری حتی رفتنش هم باید جهانی را تکان میداد، مُردن برای این حجم ایمان و اقتدار، منصفانه نیست در این قاعده ی ناگزیر دنیا که: آدمها اگر #شهید نشوند میمیرند... #ابراهیم_طاهرخانی_کدخدایی
1398/10/14
. فقط یکبار حضوری دیده بودمش، همان یکبار هم هیچ چیزی به اندازه ی #آرامش برآمده از #یقینِ او توجهم را جلب نکرد؛ و چشمهایش... آنقدر مهربان بود و آشنا، که ناگاه به این فکر میکردی که در فصل جنگ داستان عوض میشود؛ وحشی ترین دشمن و مسلح ترین خصم، قالب تهی میکند از تیزی و اقتدار نگاهی که از چله ی همین چشمها رها میشود... #ایمان یعنی همین اطمینان و آرامش؛ و چنین بشری حتی رفتنش هم باید جهانی را تکان میداد، مُردن برای این حجم ایمان و اقتدار، منصفانه نیست در این قاعده ی ناگزیر دنیا که: آدمها اگر #شهید نشوند میمیرند... #ابراهیم_طاهرخانی_کدخدایی
مشاهده1398/7/12
. وزیر جوانِ تخصص گرای حساس به دردها و دغدغه های جامعه سلام اشارتم به خصیصه های ارزشمندی که در عنوان نامه برشمردم نه از سر شناخت فردی نزدیک و مستقیم که از روی شواهد عملکرد و قراین رسانه ای شده از قضاوت مردم در فضای مجازیست. توجهی که نشان از تشنگی جامعه برای وجود مسئولان حساس و فعال و پاسخگو دارد. و شاید محک صادقانه بودن این همانندی رفتار و سادگی حضور در جامعه، آخرین بارقه های امید و واپسین فرصتهای آشتی مردم با مسئولین در شرایط هجمه ی تلخ اخبارِ رانت و تظاهر و مفاسد اقتصادی و اجتماعی باشد. آقای وزیر، از سیستان و بلوچستان برایت مینویسم؛ سرزمینی که با همه ی ظرفیتهای ویژه و استعدادهای بی بدیلش تنی رنجور از #فقر و #فرق دارد و در هیچ کجای تاریخ معاصرمان دلخوش از تماشای توجه دولتها، برابری فرصتها و عدالت و حمایت واقعی نشده است! از مرور مکرر دردهای تکراری که بگذاریم، پریروزها در آیین افتتاح مدرسه ی خیریه ای در حاشیه زابل، گلایه ی معلمانی را شنیدم که بر این باور بودند همکارشان بخاطر مجاورت مدام با آنتن بی تی اسی که در مدرسه نصب است دچار سرطان شده و این خطر بچه های بی گناه دبستان را هم تهدید میکند! برایشان از جدی نبودن مضرات این تکنولوژی، الزام استانداردهای جهانی در طراحی و تولید و نصب تجهیزات مخابراتی و نظارت مدام نهادهای رگولاتوری بین المللی و کشوری گفتم تا شاید نگرانیشان در مورد آنتن های BTS نصب شده در حیاط مدارس را از بین ببرم، اما آموزگاری پرسید در تهران شما هم این دکل ها را در مدارس نصب کرده اند؟ و من بی اختیار یاد همان #فرق افتادم که در باور نگران این مردم جا خوش کرده است! آقای وزیر! مدیر مدرسه میگفت حیاط چند مدرسه ی زابل از همین آنتنها دارد و حتی اگر حق با من باشد و زیانی از تشعشعاتش متوجه کسی نباشد، ذهن و ضمیر بچه ها و معلمان و خانواده ها از وجود این دکل نگرانی مدام دارد (و این را درست میگفت؛ بنا نیست چون این مردم سخت کوشِ کم توقع هنوز درگیر نیازهای مادی خویشند به آرامش روانشان اندیشیده نشود) راستی! این را نمیدانم، یک نفر از میهمانان افتتاحیه میگفت وزارت ارتباطات برای نصب این آنتن ها اجاره ی ماهیانه هم میپردازد که در مورد آنتنهای نصب شده در مدارس زابل، ذی نفع احتمالی این اجاره بها مشخص نیست! و آخر همه ی بحثها و گمانه زنیهایمان در مدرسه ره به این سرانجام برد که نامه ای به وزیر جوانِ پیگیرِ فعال بنویسم و از او دعوت کنم برای تحلیل و تماشای دکل هایی بلندتر از میله ی پرچم مدارس #سیستان_و_بلوچستان... #ابراهیم_طاهرخانی_کدخدایی @azarijahromi
1398/7/12
. وزیر جوانِ تخصص گرای حساس به دردها و دغدغه های جامعه سلام اشارتم به خصیصه های ارزشمندی که در عنوان نامه برشمردم نه از سر شناخت فردی نزدیک و مستقیم که از روی شواهد عملکرد و قراین رسانه ای شده از قضاوت مردم در فضای مجازیست. توجهی که نشان از تشنگی جامعه برای وجود مسئولان حساس و فعال و پاسخگو دارد. و شاید محک صادقانه بودن این همانندی رفتار و سادگی حضور در جامعه، آخرین بارقه های امید و واپسین فرصتهای آشتی مردم با مسئولین در شرایط هجمه ی تلخ اخبارِ رانت و تظاهر و مفاسد اقتصادی و اجتماعی باشد. آقای وزیر، از سیستان و بلوچستان برایت مینویسم؛ سرزمینی که با همه ی ظرفیتهای ویژه و استعدادهای بی بدیلش تنی رنجور از #فقر و #فرق دارد و در هیچ کجای تاریخ معاصرمان دلخوش از تماشای توجه دولتها، برابری فرصتها و عدالت و حمایت واقعی نشده است! از مرور مکرر دردهای تکراری که بگذاریم، پریروزها در آیین افتتاح مدرسه ی خیریه ای در حاشیه زابل، گلایه ی معلمانی را شنیدم که بر این باور بودند همکارشان بخاطر مجاورت مدام با آنتن بی تی اسی که در مدرسه نصب است دچار سرطان شده و این خطر بچه های بی گناه دبستان را هم تهدید میکند! برایشان از جدی نبودن مضرات این تکنولوژی، الزام استانداردهای جهانی در طراحی و تولید و نصب تجهیزات مخابراتی و نظارت مدام نهادهای رگولاتوری بین المللی و کشوری گفتم تا شاید نگرانیشان در مورد آنتن های BTS نصب شده در حیاط مدارس را از بین ببرم، اما آموزگاری پرسید در تهران شما هم این دکل ها را در مدارس نصب کرده اند؟ و من بی اختیار یاد همان #فرق افتادم که در باور نگران این مردم جا خوش کرده است! آقای وزیر! مدیر مدرسه میگفت حیاط چند مدرسه ی زابل از همین آنتنها دارد و حتی اگر حق با من باشد و زیانی از تشعشعاتش متوجه کسی نباشد، ذهن و ضمیر بچه ها و معلمان و خانواده ها از وجود این دکل نگرانی مدام دارد (و این را درست میگفت؛ بنا نیست چون این مردم سخت کوشِ کم توقع هنوز درگیر نیازهای مادی خویشند به آرامش روانشان اندیشیده نشود) راستی! این را نمیدانم، یک نفر از میهمانان افتتاحیه میگفت وزارت ارتباطات برای نصب این آنتن ها اجاره ی ماهیانه هم میپردازد که در مورد آنتنهای نصب شده در مدارس زابل، ذی نفع احتمالی این اجاره بها مشخص نیست! و آخر همه ی بحثها و گمانه زنیهایمان در مدرسه ره به این سرانجام برد که نامه ای به وزیر جوانِ پیگیرِ فعال بنویسم و از او دعوت کنم برای تحلیل و تماشای دکل هایی بلندتر از میله ی پرچم مدارس #سیستان_و_بلوچستان... #ابراهیم_طاهرخانی_کدخدایی @azarijahromi
مشاهده1398/7/19
. فکر کن: یکی باشد که برای تو باشد؛ تو بفکر شروع مسابقه ای او در فکر تو، تو مشغول بازی او هنوز مشغول تو تو در تاب پیروزی او در تب تو، تو در اندوه شکست، او دلنگران تو... . دنیایی در این تصویر بود! که بگوید همراهی، یاری، حمایت، تشویق، دلدادگی، هواداری، عشق و... به عدد و رقم نیست، به #باور است! #عمقِباور، به تا کجا #ماندن است... این #دوست_داشتن، عمیق و باورمندانه که شد، ثروتیست که حتی بازنده ی دنیا هم شوی، تمام برنده های عالم در خلوتشان حسرت آرامش و غرورت را میخورند؛ این حسّ، از #امّید هم قدرتمندتر است! . #هواداری #حال_خوب #ابراهیم_طاهرخانی_کدخدایی
1398/7/19
. فکر کن: یکی باشد که برای تو باشد؛ تو بفکر شروع مسابقه ای او در فکر تو، تو مشغول بازی او هنوز مشغول تو تو در تاب پیروزی او در تب تو، تو در اندوه شکست، او دلنگران تو... . دنیایی در این تصویر بود! که بگوید همراهی، یاری، حمایت، تشویق، دلدادگی، هواداری، عشق و... به عدد و رقم نیست، به #باور است! #عمقِباور، به تا کجا #ماندن است... این #دوست_داشتن، عمیق و باورمندانه که شد، ثروتیست که حتی بازنده ی دنیا هم شوی، تمام برنده های عالم در خلوتشان حسرت آرامش و غرورت را میخورند؛ این حسّ، از #امّید هم قدرتمندتر است! . #هواداری #حال_خوب #ابراهیم_طاهرخانی_کدخدایی
مشاهده1398/8/2
. "آخرین تحریری از یک زندگی این است" گاه گه #پرواز... فاصله ی استارت و خزش و تیک آف و کروز از زاهدان (که تکه هایی از آنرا فیلم گرفتم) تا تقرب و فرود و پارک و شات داون در مهرآباد، آنقددددر تداعی خاطره داشت که آنگار چهارده سال شیرین و تلخ های آسمان را در گذار دو ساعت مرور کردم... در احوال دیشب، برایم شنیدن مکالمات رادیویی و حتی ریتم تکرار (سرویس مخابره اتوماتیک اطلاعات فرودگاهی)ATIS، دلنشین تر از هزار موسیقی موزون جلوه کرد و #آسمان بویژه در لحظه های بارانی مهرآباد جان و دلم را از هجوم دردنامه ها و مشغله ها و مشکلات زمینی (که چه کوچک بودند از آن بالا) بیرون کشید و شُست و جلا داد... "پرنده"؛ چه باشد چه نباشد، نمیشود پرواز را به خاطر نسپرد! پ.ن: سپاس از دوستان هوانورد بینظیرم که لطفشان غافلگیر کننده بود پ.ن۲: زیبایی معرکه ی برخاستن شبانه از زاهدان را در یکی از فیلمهای همین پست به نمایش گذاشتم؛ فرود و لندینگ بارانی زیباتری در مهرآباد را اختصاصا در پست بعد ببینید پ.ن۳: هر کار کردم چاره ای جز فارسی نگاری اصطلاحات انگلیسی نداشتم #فینگلیش #Kafashipoor,CAPt. #ابراهیم_طاهرخانی_کدخدایی
1398/8/2
. "آخرین تحریری از یک زندگی این است" گاه گه #پرواز... فاصله ی استارت و خزش و تیک آف و کروز از زاهدان (که تکه هایی از آنرا فیلم گرفتم) تا تقرب و فرود و پارک و شات داون در مهرآباد، آنقددددر تداعی خاطره داشت که آنگار چهارده سال شیرین و تلخ های آسمان را در گذار دو ساعت مرور کردم... در احوال دیشب، برایم شنیدن مکالمات رادیویی و حتی ریتم تکرار (سرویس مخابره اتوماتیک اطلاعات فرودگاهی)ATIS، دلنشین تر از هزار موسیقی موزون جلوه کرد و #آسمان بویژه در لحظه های بارانی مهرآباد جان و دلم را از هجوم دردنامه ها و مشغله ها و مشکلات زمینی (که چه کوچک بودند از آن بالا) بیرون کشید و شُست و جلا داد... "پرنده"؛ چه باشد چه نباشد، نمیشود پرواز را به خاطر نسپرد! پ.ن: سپاس از دوستان هوانورد بینظیرم که لطفشان غافلگیر کننده بود پ.ن۲: زیبایی معرکه ی برخاستن شبانه از زاهدان را در یکی از فیلمهای همین پست به نمایش گذاشتم؛ فرود و لندینگ بارانی زیباتری در مهرآباد را اختصاصا در پست بعد ببینید پ.ن۳: هر کار کردم چاره ای جز فارسی نگاری اصطلاحات انگلیسی نداشتم #فینگلیش #Kafashipoor,CAPt. #ابراهیم_طاهرخانی_کدخدایی
مشاهده1398/9/29
. در سپهر #سیاسی کشور توسعه ای حاصل نشد، در احوال #اجتماعی امیدی افزوده نشد، در حوزه #اقتصاد کنترلی بر صنعت و تجارت و قواعد بازار نیست؛ #دکمه_فیلتر، فضای مجازی را محدودتر کرد! #جامعه، رابطه مندی و #آقازادگی و #فساد را در مسیر کنترل ندید! خلاصه: پایبندی و وفایی به شعارها و ادعاهای برنامه ای ایام #انتخابات دیده نشد و آن #کلید به هیچ قفلی نخورد... ویژه و عمیق تر، در حوزه ی پرآشوب #صنعت و #اقتصاد! حمایت انتخاباتیِ ۲۳٬۶۳۶٬۶۵۲ نفر در انتخاب دولت یازدهم، عهد اخوت با شخص #حسن_روحانی نبود که امروز از نقد صریح و اقرار قاطع بر ناتوانائی اقتصادی و اجرایی و حتی اجتماعی دولت ابا داشته باشیم؛ مردم معمولا تفکیک مطلقی بین #نظام و #دولت قائل نمی شوند، ادامه ی این روند ضعیف، ساختار را تضعیف میکند؛ #امید را که مضمحل کردید، اگر برای #تدبیر هم بازتعریفی ندارید و با اصرار و ریشخند، باورِ هنوز حق به جانب بودن دارید، بخاطر #جمهوریت و #اسلامیت و #ایران کوتاه بیائید و قدری حرّیت بخرج دهید که رمقی برای اصلاح باقی بماند! در مملکتی که جنگش را با #جوانان برده ایم اصرار به اداره ی پیر و فرتوت اقتصاد تا کی؟!... #ابراهیم_طاهرخانی_کدخدایی
1398/9/29
. در سپهر #سیاسی کشور توسعه ای حاصل نشد، در احوال #اجتماعی امیدی افزوده نشد، در حوزه #اقتصاد کنترلی بر صنعت و تجارت و قواعد بازار نیست؛ #دکمه_فیلتر، فضای مجازی را محدودتر کرد! #جامعه، رابطه مندی و #آقازادگی و #فساد را در مسیر کنترل ندید! خلاصه: پایبندی و وفایی به شعارها و ادعاهای برنامه ای ایام #انتخابات دیده نشد و آن #کلید به هیچ قفلی نخورد... ویژه و عمیق تر، در حوزه ی پرآشوب #صنعت و #اقتصاد! حمایت انتخاباتیِ ۲۳٬۶۳۶٬۶۵۲ نفر در انتخاب دولت یازدهم، عهد اخوت با شخص #حسن_روحانی نبود که امروز از نقد صریح و اقرار قاطع بر ناتوانائی اقتصادی و اجرایی و حتی اجتماعی دولت ابا داشته باشیم؛ مردم معمولا تفکیک مطلقی بین #نظام و #دولت قائل نمی شوند، ادامه ی این روند ضعیف، ساختار را تضعیف میکند؛ #امید را که مضمحل کردید، اگر برای #تدبیر هم بازتعریفی ندارید و با اصرار و ریشخند، باورِ هنوز حق به جانب بودن دارید، بخاطر #جمهوریت و #اسلامیت و #ایران کوتاه بیائید و قدری حرّیت بخرج دهید که رمقی برای اصلاح باقی بماند! در مملکتی که جنگش را با #جوانان برده ایم اصرار به اداره ی پیر و فرتوت اقتصاد تا کی؟!... #ابراهیم_طاهرخانی_کدخدایی
مشاهده1394/10/29
وَ ما جَعَلَهُ اللَّهُ إِلاَّ بُشْري لَکُمْ وَ لِتَطْمَئِنَّ قُلُوبُکُمْ بِهِ وَ مَا النَّصْرُ إِلاَّ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ الْعَزيزِ الْحَکيمِ
1394/10/29
وَ ما جَعَلَهُ اللَّهُ إِلاَّ بُشْري لَکُمْ وَ لِتَطْمَئِنَّ قُلُوبُکُمْ بِهِ وَ مَا النَّصْرُ إِلاَّ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ الْعَزيزِ الْحَکيمِ
مشاهده1398/9/9
. رسالت #حسین "بیداری" بود... همین چند روز پیش در همایش همدلان آینده نگر سیستان و بلوچستان با شور و حرارتی از دل برآمده، از گامهایش برای #مدرسه_سازی، ایده هایش برای #مدرسه_داری و دغدغه هایش برای #مدرسه_یاری در نابرخوردار ترین مناطق روستایی بلوچستان در قالب مدل محرومیت زدایی آموزشیش می گفت... از خاطره ی کشف روستای گُراگی در محدوده ی جنوب شرقی ترین نقطه از خاک ایران گفت که هیچ راهی(حتی خاکی) به آنجا ختم نمی شده و جمعیت بی شناسنامه اش در کپرهای بی چراغ روزگار میگذرانند! از سی هزار دانش آموزی که در بزرگترین و محروم ترین منطقه آموزشی ایران، #دشتیاریِ بلوچستان، دستِ یاری می طلبند تا حداقلهای آموزششان مهیا شود؛ #حسین_علیمرادی در سالهای کوتاه پیش از عروج شهادت گونه اش در جاده های خدمت، عاشقانه های وجودش را در تمام پهنه ی قدرشناس و سخاوتمند #سیستان_و_بلوچستان پاشید و رفت! حسین رفت، اما در پهنای بی مانندِ بودنِ کوتاهش، تا انتهای این مسیر آسمانی را، از شناسایی ۳۴۰ نابرخورداری آموزشی تا کلنگ های مدرسه سازی و قواعد مدرسه داری و ادبیات پرورش و آموزش، برای همراه کردن دست های یاری به دشتیاری پیش از رفتن رج زده بود... حسین رفت، اما از نوزده سالگی با ایده و اراده ی دانشجویی، همراه دوستانی از جنس مروّت و صفای خودش به بلوچستان آمده بود تا پنج سال در طبع حاصلخیز استعدادهای دشتیاریِ چابهار #مهربانی بکارد و جوانمردی و انسانیت را بازتعریف کند! حسین رفت، ولی انگار ناگزیر از رفتن بود! که در محدودیت های کالبد خاکیِ تن، بیش از این نمی شد بزرگ شد و انسان... او رفت برای ماندن! انگار برای تاریخ، رسالتِ بیداری با نام "حسین" عجین شده است. #ابراهیم_طاهرخانی_کدخدایی
1398/9/9
. رسالت #حسین "بیداری" بود... همین چند روز پیش در همایش همدلان آینده نگر سیستان و بلوچستان با شور و حرارتی از دل برآمده، از گامهایش برای #مدرسه_سازی، ایده هایش برای #مدرسه_داری و دغدغه هایش برای #مدرسه_یاری در نابرخوردار ترین مناطق روستایی بلوچستان در قالب مدل محرومیت زدایی آموزشیش می گفت... از خاطره ی کشف روستای گُراگی در محدوده ی جنوب شرقی ترین نقطه از خاک ایران گفت که هیچ راهی(حتی خاکی) به آنجا ختم نمی شده و جمعیت بی شناسنامه اش در کپرهای بی چراغ روزگار میگذرانند! از سی هزار دانش آموزی که در بزرگترین و محروم ترین منطقه آموزشی ایران، #دشتیاریِ بلوچستان، دستِ یاری می طلبند تا حداقلهای آموزششان مهیا شود؛ #حسین_علیمرادی در سالهای کوتاه پیش از عروج شهادت گونه اش در جاده های خدمت، عاشقانه های وجودش را در تمام پهنه ی قدرشناس و سخاوتمند #سیستان_و_بلوچستان پاشید و رفت! حسین رفت، اما در پهنای بی مانندِ بودنِ کوتاهش، تا انتهای این مسیر آسمانی را، از شناسایی ۳۴۰ نابرخورداری آموزشی تا کلنگ های مدرسه سازی و قواعد مدرسه داری و ادبیات پرورش و آموزش، برای همراه کردن دست های یاری به دشتیاری پیش از رفتن رج زده بود... حسین رفت، اما از نوزده سالگی با ایده و اراده ی دانشجویی، همراه دوستانی از جنس مروّت و صفای خودش به بلوچستان آمده بود تا پنج سال در طبع حاصلخیز استعدادهای دشتیاریِ چابهار #مهربانی بکارد و جوانمردی و انسانیت را بازتعریف کند! حسین رفت، ولی انگار ناگزیر از رفتن بود! که در محدودیت های کالبد خاکیِ تن، بیش از این نمی شد بزرگ شد و انسان... او رفت برای ماندن! انگار برای تاریخ، رسالتِ بیداری با نام "حسین" عجین شده است. #ابراهیم_طاهرخانی_کدخدایی
مشاهده1398/9/21
. 《موفقیت شما را در اجرای موثر طرح که حاصل پیگیری های جدی و تلاش صادقانه و مدیریت موثر برای داشتن مدرسه ای آباد و ایرانی سربلند است را پاس میداریم؛ ضمن تبریک بخاطر کسب "رتبه برتر در ارزیابی شهرداران مدارس منطقه"، به موجب این حکم به مدت یکسال به عنوان #مشاور_نوجوان_شهردار منطقه یک در امور دانش آموزی منصوب می شوید. امید که در سایه توکل به خداوند متعال در سایر مراحل زندگی نیز موفق و موید باشید.》 . پ.ن۱: قبل از #انتخابات امسال که تصمیم گرفته بود ثبت نام نکند تاکیدش بر اینکه "هرکار میشد کرد کردیم" برایم قابل تامل بود؛ میگفت: "نه بیشتر از این حمایتی از ما میشه و نه با این اختیارات کار جدیدتری از من برمیاد، ثبت نام کنم که چی؟!!" پ.ن۲: قبل تر، یکروز مشورت گرفت که تحصیل را در هنرستان #موسیقی ادامه دهد؛ باهم درباره ی #عرض_زندگی حرف زدیم، گفتم در فرصتی که با تولد آغاز شده و با رفتنی ناگاه تمام میشود، انتخاب من تلاش برای موثرتر شدن در مهلت کوتاه بودنم بود، از یادگرفتنهای بدردبخور و آدمهای آموزگار حالم خوب میشود؛ اما تو لذّت و رسالت حضورت را خودت انتخاب کن! موسیقی، ادبیات، شعر، پرواز، ریاضی، علوم تجربی، مدیریت و... همه را ورق بزن، هر کدام را دوست تر داری عمیق تر بخوان و در هرکدام خودت را توانمند و بدردبخورتر دیدی سماجت کن! روحبخشی #موسیقی را دوست داشت، هیجان #پرواز را و پیچیدگی #ریاضی را... پارسال نزدیک انتخابات #شهردار_مدرسه، تصمیم گرفت در جامعه ی کوچکشان، #همکاری_اجتماعی را هم تمرین کند و #مدیریت را تجربه... امروز از موفق ارزیابی شدن مسئولیتش خرسندم و از فرصت تجربه بزرگتر #مشاور که فراتر از مدرسه یافته خوشحال؛ و خوشحالتر که پرهام بدون هدایت مستقیم و وابستگی، در مسیر تمرین برای یافتن روزنه های تاثیر بر دنیای اطرافش قرار گرفته. پ.ن۳: پرهام جان! حتما تصمیم بگیر که دنیا را بهتر از ما ببینی، و آرزوهایت برای دنیا بزرگتر از من باشد؛ همین می تواند بعد از عنوان «بابا» که به من دادی، بزرگترین هدیه ات برایم باشد، چون مرا امیدوار خواهد کرد که در بیست و سه سال اختلاف سن من و تو، زمین بیخودی دور خودش نچرخیده و شور و شعور و انگیزه آدمها فرق کرده است؛ از صفر شروع نکن، تو برای "دنیا" امتداد قوّتهای احتمالی و اصلاح ضعفهای قطعی من باش، زمین خوردنهایم را تکرار نکن، اما اگر موفقیتی بود بپروران و با اصلاح و جبران کاستی ها، بر تجربه هایم جوانه بزن؛ آنگاه با اصلاح تاثیرم و امتداد حضورم در دنیا به وجود من #عمر_جاودان داده ای! بیشتر به درد آدمهای اطرافت بخور و بعد تلاش کن تا اطرافت را بزرگتر کنی.
1398/9/21
. 《موفقیت شما را در اجرای موثر طرح که حاصل پیگیری های جدی و تلاش صادقانه و مدیریت موثر برای داشتن مدرسه ای آباد و ایرانی سربلند است را پاس میداریم؛ ضمن تبریک بخاطر کسب "رتبه برتر در ارزیابی شهرداران مدارس منطقه"، به موجب این حکم به مدت یکسال به عنوان #مشاور_نوجوان_شهردار منطقه یک در امور دانش آموزی منصوب می شوید. امید که در سایه توکل به خداوند متعال در سایر مراحل زندگی نیز موفق و موید باشید.》 . پ.ن۱: قبل از #انتخابات امسال که تصمیم گرفته بود ثبت نام نکند تاکیدش بر اینکه "هرکار میشد کرد کردیم" برایم قابل تامل بود؛ میگفت: "نه بیشتر از این حمایتی از ما میشه و نه با این اختیارات کار جدیدتری از من برمیاد، ثبت نام کنم که چی؟!!" پ.ن۲: قبل تر، یکروز مشورت گرفت که تحصیل را در هنرستان #موسیقی ادامه دهد؛ باهم درباره ی #عرض_زندگی حرف زدیم، گفتم در فرصتی که با تولد آغاز شده و با رفتنی ناگاه تمام میشود، انتخاب من تلاش برای موثرتر شدن در مهلت کوتاه بودنم بود، از یادگرفتنهای بدردبخور و آدمهای آموزگار حالم خوب میشود؛ اما تو لذّت و رسالت حضورت را خودت انتخاب کن! موسیقی، ادبیات، شعر، پرواز، ریاضی، علوم تجربی، مدیریت و... همه را ورق بزن، هر کدام را دوست تر داری عمیق تر بخوان و در هرکدام خودت را توانمند و بدردبخورتر دیدی سماجت کن! روحبخشی #موسیقی را دوست داشت، هیجان #پرواز را و پیچیدگی #ریاضی را... پارسال نزدیک انتخابات #شهردار_مدرسه، تصمیم گرفت در جامعه ی کوچکشان، #همکاری_اجتماعی را هم تمرین کند و #مدیریت را تجربه... امروز از موفق ارزیابی شدن مسئولیتش خرسندم و از فرصت تجربه بزرگتر #مشاور که فراتر از مدرسه یافته خوشحال؛ و خوشحالتر که پرهام بدون هدایت مستقیم و وابستگی، در مسیر تمرین برای یافتن روزنه های تاثیر بر دنیای اطرافش قرار گرفته. پ.ن۳: پرهام جان! حتما تصمیم بگیر که دنیا را بهتر از ما ببینی، و آرزوهایت برای دنیا بزرگتر از من باشد؛ همین می تواند بعد از عنوان «بابا» که به من دادی، بزرگترین هدیه ات برایم باشد، چون مرا امیدوار خواهد کرد که در بیست و سه سال اختلاف سن من و تو، زمین بیخودی دور خودش نچرخیده و شور و شعور و انگیزه آدمها فرق کرده است؛ از صفر شروع نکن، تو برای "دنیا" امتداد قوّتهای احتمالی و اصلاح ضعفهای قطعی من باش، زمین خوردنهایم را تکرار نکن، اما اگر موفقیتی بود بپروران و با اصلاح و جبران کاستی ها، بر تجربه هایم جوانه بزن؛ آنگاه با اصلاح تاثیرم و امتداد حضورم در دنیا به وجود من #عمر_جاودان داده ای! بیشتر به درد آدمهای اطرافت بخور و بعد تلاش کن تا اطرافت را بزرگتر کنی.
مشاهده1398/10/2
. صندوق پژوهش و فناوری استان سیستان و بلوچستان، در سال جاری و به منظور مشارکت و سرمایه گذاری در امر #پژوهش_و_فناوری، با ارائه #تسهیلات مالی و حمایتهای معنوی و قانونی از ایده های #فناور، #نوآور و #دانش_بنیان و همراهی با پژوهشگران تا تجاری سازی محصولاتشان تاسیس شد. هلدینگ "همگامان توسعه سیستان و بلوچستان" بعنوان بزرگترین سرمایه گذار و سهامدار این صندوق، پرورش استعدادهای علمی استان شایسته سیستان و بلوچستان را با حمایت از خلاقیت و پشتکار جوانان رسالت مهم خود در سپهر اقتصاد دانش بنیان کشور میداند... #ابراهیم_طاهرخانی_کدخدایی
1398/10/2
. صندوق پژوهش و فناوری استان سیستان و بلوچستان، در سال جاری و به منظور مشارکت و سرمایه گذاری در امر #پژوهش_و_فناوری، با ارائه #تسهیلات مالی و حمایتهای معنوی و قانونی از ایده های #فناور، #نوآور و #دانش_بنیان و همراهی با پژوهشگران تا تجاری سازی محصولاتشان تاسیس شد. هلدینگ "همگامان توسعه سیستان و بلوچستان" بعنوان بزرگترین سرمایه گذار و سهامدار این صندوق، پرورش استعدادهای علمی استان شایسته سیستان و بلوچستان را با حمایت از خلاقیت و پشتکار جوانان رسالت مهم خود در سپهر اقتصاد دانش بنیان کشور میداند... #ابراهیم_طاهرخانی_کدخدایی
مشاهده